صلوات ثروتمند می کند

صلوات ثروتمند می کند :
 
در تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام در ذیل آیه ی :

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً الی قَولِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

 امام حسن عسکری علیه السلام فرمود : پروردگار عالم به یهود مدینه خطاب کرد : یاد بیاورید وقتی راکه
موسی علیه السلام به مردمش فرمود : خداوند امر نموده است شما را که گاوی ذبح کرده با بعضی از
اعضاء آن گاو بر مقتول بزنید به اذن پروردگار عالم او را زنده خواهد شد . به شما خواهد گفت : که چه
کسی و برای چه منظوری مرا به قتل رسانیده است
ابتدا موسی علیه السلام اهل قبیله را به امر الهی ملزم کرد بر این که باید ۵۰ نفر قسم بخورند به پرودگار
عالم که ما را به قتل نرسانیدیم و نمی دانیم چه کسی هم او را به قتل رسانیده است ٬ اگر به این نحو
قسم بخورند دیه مقتول از آن ها گرفته می شود و اگر قسم نخورند معلوم می شود که قاتل را
می شناسند ٬ باید او را معرفی کنند و اگر از قسم خوردن سر باز زدند در زندانی تنگ حبسشان باید کرد
فشار باید آورد تا یا قسم بخورند یا قاتل را معرفی نمایند
گفتند : ای پیامبر خدا ! آیا می توانیم به جای قسم خوردن ٬ مال را پرداخت کنیم یا نه ؟
فرمود : نه نمی توانید ٬ خداوند این طور حکم کرده است و سبب کشته شدن خانمی بود صاحب جمال
که سه پسر عمو داشت به یکی که دارای علم و حیای زیادی بود علاقه مند شد که با او ازدواج کند و در
مقابل ٬ دو پسر عموی دیگرش حسادت نمودند و تصمیم گرفتند او را به قتل برسانند او را به مهمانی ای
دعوت کردند و بعد او را کشتند و شبانه در محله پر جمعیتی انداختند .وقتی صبح شد مردم مرده ای را
دیدند .نزدیک رفتند او را شناختند در همین بین آن دو پسر عمو هم آمدند خیلی شلوغ کرده و از شدت
ناراحتی بر سر خود خاک ریختند تا به مردم نشان دهند که ما خیلی ناراحتیم . اینجا بود که موسی آمد
و اول کاری کرد از مردم پرسید : چه کسی او را به قتل رسانیده ؟
گفتند : ما نکشتیم ٬ نمی دانیم چه کسی هم او را کشته !
حضرت فرمود : پس حکمش با خدا است ٬ او می داند چه کسی این قتل را مرتکب شده است
مردم گفتند : ای موسی ! چه فایده ای دارد وقتی که قسم بخوریم و دیه هم بپردازیم ؟
موسی گفت :اگر دنبال فایده هستید فایده در اطاعت و فرمانبرداری از خداست و از نهی پروردگار عالم
خود را دور کنید .
گفتند : ای موسی ! دیه سنگینی است و ما جنایتی را مرتکب نشده ایم ! از خدا بخواه تا قاتل را به همه
معرفی کند .
موسی علیه السلام فرمود : پرودگار عالم حکم این قضیه را به من فرموده است .همان طوری که بر ما
حرام کرده بود کارکردن در روز شنبه و گوشت شتر را . باید در این جریان هم به حکم الهی گردن بگذاریم
و خدا را اطاعت کنیم
پروردگار عالم به موسی وحی فرستاد : خواسته آنان را اجابت کن تا قاتل معلوم شود و آنان از پرداخت
جریمه سنگین و تهمت بیرون روند .
ای موسی ! در ضمن اجابت درخواست مردم و مشخص کردن قاتل در نظر دارم زندگی جوانی از نیکان
امت تو را بهبود بخشیده و او را ثروتمند نمایم ٬ چون او اعتقاد را
سخ به گفته تو دارد که فرموده ای :
بهترین خلق در نزد خدا محمد صل الله علیه و آله و اهل بیت او است و خدا او و اهل بیتش را بر تمام
خلائق برتری داده است پس بر او و اهل بیتش صلوات بفرست
این جوان دائما بر محمد و آل محمد صل الله علیه و آله صلوات می فرستد و محمد صل الله علیه و آله و
علی علیه السلام را برجمیع خلایقم برتر می داند .
ای موسی ! می خواهم در این جریان او را ثروتمند نمایم تا بعضی از ثواب صلوات بر محمد و آل محمد
صل الله علیه و آله را به او در این دنیا بدهیم .
موسی علیه السلام گفت : پروردگارا ! قاتل او کیست ؟ پروردگار عالم فرمود : به مردم بگو بروید گاوی
ذبح نمایید و با بضعی از اعضای آن گاو که بر مرده می زنید مرده زنده می شود و به شما خواهد گفت که
چه کسی مرا به قتل رسانیده است !
مردم چون سخن موسی علیه السلام را شنیدند گفتند : ای موسی ! ما را مسخره می کنی این کار
شدنی نیست !
موسی علیه السلام فرمود : به خدا پناه میبرم من حرفی از خود نزده ام و کسی را مسخره نمی کنم .
شما به فرمان خدا عمل کنید اگر خلاف آن ثابت شد آن وقت ناراحت شده و گله کنید .
مردم به موسی علیه السلام گفتند : آن گاو چگونه گاوی است و چه صفاتی دارد ؟ موسی علیه السلام
گفت : آن گاو نه پیر است و نه جوان ! گفتند : باید چه رنگی باشد ؟ فرمود : گاو زردی که خوشگل باشد٬
نه کم رنگ که رو به سفیدی باشد و نه بسیار پررنگ که رو به سیاهی باشد ٬ بلکه رنگی داشته باشد
هر که ببیند ٬ خوشش بیاید . گفتند : گفتند : از گاوها زیاد است ٬ نشانه دیگر بدهید ؟
فرمود: آن گاوی است که کار نکرده باشد ٬ در خلقتش عیبی هم نداشته باشد و رنگش هم اصلی باشد
گفتند الان دیگر فهمیدیدم چه گاوی را بکشیم .
آن گاو محدود شد به گاوی که در نزد آن جوان بود که البته آن جوان ٬ پیامبر اکرم حضرت محمد و علی و
امامان علیهم السلام را در خواب دیده بود که ای جوان تو از دوستان ما هستی و ما را بر تمام خلایق
برتری دادی می خواهیم کمی از مزد ثواب های صلوات و توسلاتی که به ما پیدا کردی را در دنیا به تو
برسانیم . مردم بنی اسرائیل برای خریدن گاو تو به نزدت خواهند امد ٬ تو نباید بفروشی مگر با اجازه
مادرت و ….. آن جوان در حالی شاد و خرسند بود ٬ از خواب بلند شد .
فردای آن روز بنی اسرائیل برای خریدن گاو به در خانه آن جوان آمدند و گفتند : گاو را به چند
می فروشی ؟
گفت : به دو دینار طلا ٬ البته اختیارش با مادرم می باشد
گفتند : ما یک دینار می خریم
جوان با مادرش مشورت کرد ٬ مادرش گفت : به چهار دینار بفروش . او به خریدارها خبر داد .
گفتند : به دو دینار می خریم .
جوان به مادرش گفت : که آن ها به دو دینار می خواهند ؟
مادرش گفت : به آن ها بگو ما به صد دینار می فروشیم .
گفتند صد دینار زیاد است به پنجاه دینار راضی هستیم
گفت و گویشان به درازا کشید ٬ قیمت آن قدر بالا رفت تا قرار شد که گاو را بکشند و پوستش را پر از طلا
کرده و تحویل آن جوان بدهند .
معامله صورت گرفت . گاو را ذبح کردند . استخوان بیخ دم گاو را درآورده و بر آن مرده زدند و گفتند :
پروردگارا ! به حق محمد صل الله علیه وآله و اهل بیتش او را زنده گردان !
وقتی مرده زنده شد در حالی که صحیح و سالم ایستاده بود رو به پیامبر خدا کرد و گفت : یا نبی الله !
این دو پسرعموهایم بر من حسودی کردند ٬ به خاطر دختر عمویم مرا به قتل رسانیدند ٬ بعد در اینجا
انداخته تا دیه ی مرا از این ها بگیریند .
حضرت موسی علیه السلام آن دو قاتل را گرفته به سزای عملشان رسانید و هر دو را کشت .
البته باید بگویم : بنی اسرائیل وقتی گاو را گرفتند ٬ فورا ذبحش کردند قبل از اینک قیمتش را بپردازند ٬
آمدند آزمایش کردند اما مرده زنده نشد ٬ متعجب شدند رو به موسی کرده و گفتند : چه شد که مرده
زنده نشده است ؟
پروردگار عالم وحی فرستاد به موسی که : من خلف وعده نکردم اما آن ها چیزی را فراموش کردند و آن
این که باید اول قیمت گاو را بپردازند بعد مرده زنده خواهدشد
پوست گاو را آوردند اموالشان را جمع کردند داخل پوست ریختند خداوند آن پوست را چنان وسیع و گشاد
کرد که پنج میلیون دینار در آن جا گرفت ٬ پوست پر از طلا را تحویل آن جوان دادند .
عده ای که تا آن روز این همه پول را در یک جا ندیده بودند به موسی علیه السلام گفتند : نمی دانیم
کدام عجیب تر است ! زنده کردن خدا مرده را و به سخن آمدنش ! یا ثروتمند شدن این جوان با این همه
اموال !!
خداوند کریم وحی فرستاد به موسی : ای موسی ! به بنی اسرائیل بگو : هر که از شما می خواهد که
خدا زندگی او را در دنیا نیکو گرداند و در بهشت جایگاهش را عظیم قرار دهد و او را در بهشت با محمد
صل الله علیه و آله و اهل بیتش هم صحبت گرداند ٬ مثل آن چه که این جوان انجام داده انجام دهد !!
این جوان از موسی علیه اسلام شنیده بود : اگر کسی حضرت محمد صل الله علیه و آله و علی علیه
السلام واهل بیتش را از همه خلایق جن و انس برتر داند و پیوسته صلوات بر محمد صل الله علیه و آله
و علی علیه السلام و اهل بیتش بفرستد به مال عظیمی دست پیدا خواهد کرد . پس مدام بر حضرتش
صلوات فرستاد و به مال عظیم هم دست پیدا نمود .
سپس جوان به موس علیه السلام گفت : یا نبی الله ! من این همه اموال را تنهایی چگونه نگهداری و
محافظت کنم ؟ با بودن این همه دشمن و حسود !
حضرت فرمود : ای جوان !با صلوات بر محمد صل الله علیه و آله و آل محمد به ثروت زیادی دست پیدا کردی
برای محافظت و نگهداری از آن هم باید بر محمد صل الله علیه و آله و آل محمد صلوات بفرستی و بر
اموالت بدمی تا از شر دشمنان و حسودان در امان باشی ٬ ای جوان ! چون با اعتقاد کامل و اعتماد ٬
صلوات فرستادی این همه این اموال را بدست آوردی ٬ به برکت همان صلوات از خداوند قدر متعال
محافظت اموالت را هم بخواه !
و مدام بر محمد صل الله علیه و آله و آل محمد درود بفرست که از هر دزد و حسود و ظالمی که قصد مالت
را کرده باشند ٬ در امان هستی .
امام حسن عسگری علیه السلام فرمود : چون حضرت موسی علیه السلام این سخنان را ب جوان
می فرمود : که این اموال به برکت صلوات بر محمد صل الله علیه و آله و آل گرامیش می باشد و برای
محافظتش هم باید صلوات بفرستی !
آن جوام مرده که زنده شد بود و سخنان موسی و جوان را می شنید به سخن امد و عرضه داشت :
خدایا ! من هم از تو درخواست می کنم آنچه را که این جوان از تو درخواست کرده است به برکت صلوات
بر محمد صل الله علیه و آله و ال محمد و به این انوار پاکت متوسل شده و از تو درخواست می کنم که
حال مرا زنده کردی ٬ در دنیا زنده نگه دار و برخوردارم نما که با دختر عموی خود زندگی کنم و دشمنان
و حسودان که مرا نابود کردند ازمن دور گردان به برکت صلوات بر محمد صل الله علیه و آله و ال محمد و
اموال زیادی به من بده که پاک و پاکیزه باشد .
پروردگار عالم به موسی علیه السلام وحی کرد : ای موسی ! به این جوانی که زنده اش کردم بگو :
۱۳۰ سال به تو عمر می دهم ۶۰ سال به خاطر درخواستت و ۷۰ سال به خاطر توسلت به محمد صل الله
علیه و آله و اهل بیتش و هر چه که درخواست کردی ٬ به تو می بخشیم و در این مدت در سلامت
خواهی بود نه در قوای جسمیت و نه جانت و نه از شهوتت چیزی کاسته می شود از حلالت بهره ببر
که هیچ وقت از هم جدا نخواهید شد هر دو با هم از دنیا می روید و در بهشتم شما را جای می دهم و
در آنجا هم متنعمتان می کنم .
سپس پرودرگار عالم به موسی علیه السلام فرمود : ای موسی !اگر قاتلان این جوان هم مثل او از من
تقاضا می کردند و هم چون او با اعتقاد کامل متوسل به محمد وال محمد می شدند ٬ تا او را از حسد
حفظ نمایم حفظشان می نمودم و آن چه به آنان داده بودم قانعشان می کردم و این قناعت همان ملک
عظیمی بود که برای آنان انجامش می دادم و اگر از من به خاطر محمدصل الله علیه و آله و آل محمد
درخواست می نمودند و از عمل خود توبه می کردند و از من می خواستند که رسوایشان نکن ٬ آنان را
رسوا نمی کردم و اذهان بنی اسرائیل را پاک می کردم و غنی شان می نمودم به اندازه همان مال از
راه دیگری .
ای موسی ! حتی بعد از رسوایی آنان هم اگر توبه می کردند و به سوی من می آمدند و متوسل به انوار
پاک محمد صل الله علیه و آله می شدند مثل آن جوان ٬ عمل آنان را از خاطرها پاک می کردم و چون
درخواست عفو از قصاص می کردند عفوشان می نمودم به نحوی که هیچ کسی چیزی یادش نباشد
این عنایتی است که به هر کس بخواهم می کنم ٬ و من صاحب فضل و کرامت عظیم هستم .
بعد از مدتی مدتی بنی اسرائیل که به فقر و فاقه گرفتار شده بودند به نزد موسی علیه السلام آمدندو
گفتند : ای موسی ! ما لجاجت ورزیدیم از کرده خود پشیمانیم ٬ تمام اموال و دارایی خود را به بهای
گاو از دست دایدم ٬ امدیم به نزد تو دعایی کنی خداوند روزی ما را زیاد فرماید . موسی علیه اسلام
فرمود : وای بر شما که درک نمی کنید ! مگر نشنیده بودید دعای آن جوان صاحب گاو را که چطور خداوند
او را غنی کرد ٬ و آن مقتول شده را که خدا هم به او عمر طولانی هراه با سعادت و رزق زیاد متنعم
فرمود ؟
چرا شما در آن حال مثل آن ها دعا نکردید و مثل آنان متوسل به انوار مطهر و نوارنی محمد صل الله علیه
و آله و ال محمد نجستید که اگر چنین می کردید ٬ خداوند فقر شما را جبران می کرد و به شما روزی
فراوان می داد .
ای گروه بنی اسرائیل ! الان هم دیر نشده بیایید از پروردگار علام بخواهید و خدا را به انوار پاک محمد
و ال محمد قسمش دهید و به آنان متوسل شوید و پیوسته صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید تا فقر
و احتیاجتان برطرف شود
بعد این دعا بود که به موسی وحی شد : به بنی اسرائیل بگو : به فلان خرابه بروید فلان موضع را
بشکافید و در انجا ده میلیون دینار می باشد برداشته هر مقداری که از هر کس گرفته اید به او برگردانید
و پنج میلیون دینار دیگر که فقط به خاطر توسل شما به محمد و آل محمد و اعتقادتان به برتر بودنشان
برتمام خلایق به شما عنایت نمودم را هم اولی بین خود تقسیم نمایید تا اموالتان زیاد شود

 منبع :بحارالانوار ج ۱۳ ص ۲۶۷ الی ۲۷۲

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.